تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic امام صادق(ع) از پدران گرامي‌اش-عليهم السلام- نقل مي‌كند كه پيامبر(ص) فرمود:«خداوند تعالي براي برادرم علي بن ابيطالب برتري‌هايي قرار داده است كه آن‌ها را جز خودش كسي نمي‌تواند شمارش نمايد.پس هر كس فضيلتي از فضيلت‌هاي علي بگويد،در حالي كه به آن اقرار داشته باشد،خداوند گناهان او را-هر چند زياد باشد- مي‌آمرزد؛و هر كس فضيلتي از فضايل او را بنگارد،تا زماني كه آن نوشتار باقي است،پيوسته فرشتگان بر او طلب آمرزش مي‌كنند؛و هر كس به فضيلتي از فضايل علي گوش فرا دهد خداوند گناهاني از او را كه با گوش مرتكب شده است مي‌آمرزد؛و بالاخره آن‌كه اگر كسي به نوشتاري كه در آن فضايل علي نوشته شده است بنگرد،خداوند گناهاني را كه با چشم مرتكب آن‌ها شده بر او مي‌بخشايد». بحارالانوار/ج38/ص196به نقل از امالي شيخ‌صدوق فاروق اعظم-صلوات الله و سلامه عليه- - افق‌هاي تيره تاريخ(قسمت اول)
نيم نگاهي به فضايل علي(ع) و حوادث پيرامون سقيفه

زمينه

     شتر،چون به هيجان مي‌آيد كيسه‌اي كف مانند از دهانش خارج مي‌شود و صدايي از آن بر مي‌خيزيد.كوتاه زماني چنين است و چون هيجانش فرو مي‌نشيند،كيسه فرو مي‌رود.عرب به آن كيسه ‌«شِقْشِقَه» مي‌گويد.

     در يكي از روزهاي سال‌هاي پاياني حيات حضرت اميرالمؤمنين(ع)،گروهي از اصحاب و ياران، در محضر آن عزيز بودند. عبدالله‌بن‌عباس، يكي از برجسته‌ترين ياران و شاگردان، به مناسبتي، ذكري از مقام غصب شده خلافت آن حضرت به ميان مي‌آورد. خاطرات تلخ آن دوران در ياد حضرت علي(ع) زنده مي‌شود،سختي‌ها و دشواري‌هاي آن روزهاي سياه دوباره دلش را به درد مي‌آورد و از سوئي مي‌داند عبدالله‌بن‌عباس و بسياري ديگر از حاضران، از بسياري از اسرار آن روزها و روزهاي پس از آن، بي‌خبر، يا كم خبرند. از اين رو تصميم مي‌گيرد صحنه‌هايي كوتاه از حوادث بلند روزگار پس از رسول خدا(ص) را يادآور شود، و چنين مي‌كند. اما در حين سخن، يكي از افراد، كه گويا تازه از راه رسيده بود، يا گمان مي‌كرد سخنان حضرت پايان يافته است، نامه‌اي به دست آن‌جناب مي‌دهد و موجب مي‌گردد تا حضرت علي(ع) به خواندن نامه مشغول گردد و از ادامه سخن بازماند. ابن‌عباس از آن جناب درخواست مي‌كند تا به سخنان خويش ادامه دهد. مولاي متقيان مي‌فرمايد:

هَيْهاتَ يَابْنَ عبّاس! تِلْكَ شِقْشِقَهٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّتْ

نه اي ابن‌عباس، اين‌ها كه شنيدي مانند آن بود كه شقشقه‌اي پديدار گشت و صدايي از آن برخاست و آنگاه آرام گرفت و فرو شد.

     و ابن‌عباس آزرده خاطر مي‌گردد و مي‌گويد:«سوگند به خداوند هرگز بر هيچ سخن ناتمامي مانند اين كلام اميرالمؤمنين، كه ناتمام ماند، افسوس نخوردم».

     از تعبير «شِقْشِقَهٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّتْ» بر مي‌آيد كه حضرت اميرالمؤمنين(ع) در آن موقعيت نخواسته است اسرار بيشتري از حوادث سياه و ننگين آن دوران را افشا فرمايد. اما همين اندازه از بيانات آن‌حضرت،پرده از بسياري حقايق ناگفته و پنهان برمي‌دارد و از همين رو، اين سخنان در نظر دشمنان آئين محمدي و مذهب علوي چنان دشوار مي‌آيد كه مي‌كوشند به هر وسيله كه مي‌توانند عبارات خطبه را توجيه كنند يا حتي منكر صدور آن از جانب حضرت علي(ع)شوند.

     با چشم‌پوشي از بررسي‌هاي علمي و تخصصي، در اثبات درستي صدور خطبه از حضرت علي(ع) بهترين راه در اثبات درستي اين انتساب، شرح اين خطبه شريف است. به‌همين خاطر عمدتاً با بهره‌گيري از ديگر بيانات حضرت، اشارات آن جناب در خطبه شقشقيه را بسط داده، آنها را بررسي مي‌كنيم، و در ايم ميان با بخش مهمي از تاريخ پر غوغاي صدر اسلام با بيان و زبان اميرمؤمنان(ع) آشنا مي‌شويم.

 
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:26  توسط هيئت تحريريه محبين علي(ع)  |