تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic امام صادق(ع) از پدران گرامي‌اش-عليهم السلام- نقل مي‌كند كه پيامبر(ص) فرمود:«خداوند تعالي براي برادرم علي بن ابيطالب برتري‌هايي قرار داده است كه آن‌ها را جز خودش كسي نمي‌تواند شمارش نمايد.پس هر كس فضيلتي از فضيلت‌هاي علي بگويد،در حالي كه به آن اقرار داشته باشد،خداوند گناهان او را-هر چند زياد باشد- مي‌آمرزد؛و هر كس فضيلتي از فضايل او را بنگارد،تا زماني كه آن نوشتار باقي است،پيوسته فرشتگان بر او طلب آمرزش مي‌كنند؛و هر كس به فضيلتي از فضايل علي گوش فرا دهد خداوند گناهاني از او را كه با گوش مرتكب شده است مي‌آمرزد؛و بالاخره آن‌كه اگر كسي به نوشتاري كه در آن فضايل علي نوشته شده است بنگرد،خداوند گناهاني را كه با چشم مرتكب آن‌ها شده بر او مي‌بخشايد». بحارالانوار/ج38/ص196به نقل از امالي شيخ‌صدوق فاروق اعظم-صلوات الله و سلامه عليه- - ادله تبري شيعه از دشمنان اهل بيت عليهم السلام(قسمتدوم)
نيم نگاهي به فضايل علي(ع) و حوادث پيرامون سقيفه

«شيعه» به جمعي از صحابه مهر ورزيده و از جمعي ديگر بيزاري مي‌‌جويد    

 

به گمانت مي‌رسد كه ما چه كساني را سبّ نموده و دشنام مي‌دهيم؟ آري، ما كساني از اصحاب با وفاي رسول‌خدا(ص) كه در مقام ايمان به خدا و رسول و كتاب خدا اخلاص خود را اثبات نمودند و پاس حرمت رسول خدا(ص) را در توصيه‌ها و سفارشات اكيدشان بالخصوص در حق عترت پاكش-عليهم السلام- داشتند –مانند:سلمان، مقداد، ابوذر،عمّار،جابر بن عبدالله انصاري،ابو سعيد خدري،خزيمه بن ثابت ذوالشهادتين و ...- دوست داريم و به آنان عشق مي‌ورزيم، و اين دوستي خودمان را نسبت به آنها را از اسباب تقرب به حق‌تعالي مي‌دانيم، تربت آنان را توتياي ديدگانمان قرار داده و از ارواح طاهره آنان استمداد مي‌جوئيم، و نسبت به اصحابي كه حال آنان بر ما مجهول است مهر سكوت بر لب زده و خاموش مي‌مانيم و قضاوت نسبت به آنان را واگذار به محكمه عدل پروردگار حكيم مي‌نمائيم، ولي نسبت به كساني كه قطع و يقين داريم كه اظهار دشمني با اهل‌بيت رسول‌خدا(ص) نمودند و عترت پاك آن سرور را آزردند و حقوق مسلّم آنان را پايمال كردند ساكت ننشسته،و با آنان همان گونه معامله مي‌كنيم كه خداوند جبّار منتقم در قرآنش با آنان معامله نموده1، و رسول‌خدا(ص)در روايات قطعي‌الصدور آنان را با بيانات مختلف نكوهش فرموده است.2

شيعه اماميه در امر تبري از جمعي از صحابه هيچ‌گاه از طريق اعتدال و ميانه‌روي خارج نشده بلكه براي اثبات مدعاي خودش به ادلّه‌اي كه صحّت آن‌ها نزد مخالفين به طور قطع و يقين ثابت است تمسك جسته و در نهايت متانت و وقار و بدون اينكه از آداب مناظره غفلت يا تغافل داشته باشد به اثبات مدعاي خود و ابطال ادلّه‌ي خصم پرداخته و در هيچ يك از اين امور از جاده انصاف و رعايت اصول عقل و آداب مناظره خارج نشده است.

بسي جاي تأسف است كه مخالفين شيعه هنوز نفهميده‌اند- و به بياني گوياتر  نخواسته‌اند بفهمند- كه شيعه در اين تفتيش و حق‌جويي، پيگير واقع بوده و به دنبال حقيقت  مي‌گردد تا از آن پيروي نمايد.

«شيعه»مي‌گويد: ما در اخذ عقائد و فهم تكاليف شرعي زير بار كسي مي‌رويم كه بتوانيم روز قيامت او را بين خداوند و خودمان حجت قرار دهيم، و نه تنها با خائنين و منافقين بيگانه‌ايم بلكه به فرمان خدا و رسولش آز آنان بيزاري جسته و هيچ‌گونه سر سازشي با آنان نداريم.

«شيعه»منطقي غير از اين نداشته و ندارد، نزاع شخصي با كسي در بين نيست بلكه جستجوي  از حقيقتي است كه به برهان عقل و نقل فقط، با دست يافتن به آن حقيقت امكان سلوك  مسلك نجات و سعادت وجود دارد.

اما چرا و چگونه  اين حقيقت بر كام مخالفين-كه خود نيز معترف به آن هستند- تلخ مي‌نمايد امري است كه بايد خود جواب آن را بدهند.

و شما خوب مي‌داني كه سبّ و لعن چيزي جز«دعا» و «خواستن» از باري‌تعالي نيست، اگر خداوند متعال خواست اين دعا را مستجاب فرمايد و الّا آن را قبول نمي‌كند.

حال انصاف بده آيا دعا بر ضرر شخصي و نفرين نمودن كسي قابل قياس با ريختن خون افراد خواهد بود؟؟؟

 

 ادامه دارد



1.  1.خداوند متعال در قرآن كريم سوره احزاب آيه 57 مي‌فرمايد:

«البته آنان كه آزار مي‌كنند خدا و رسولش را، خداوند آنان را در دنيا  و آخرت لعنت كرده (و از رحمت خود دور فرموده) و براي آنان عذابي با ذلّت و خواري مهيّا ساخته است».

تنها كاري كه بايد انجام داد اين است كه از روي ادله صحيحه و براهين قاطعه اثبات نمائيم كه آزار كنندگان خدا و رسولش چه كساني بوده‌اند؟كتب سيره و تاريخ و حديث از فريقين در دسترس همگان است

2.المعجم الكبير طبراني-3/93،مناقب ابن‌مغازلي-ص307،مسند احمد-2/442،تاريخ بغداد-7/136،شواهد التنزيل-2/72،سنن ابن ماجه-1/92،سنن ترمذي-1/248 و ابن عساكر(ترجمه امام حسن«ع»)-ص98

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 1:59  توسط هيئت تحريريه محبين علي(ع)  |